درباره ی نیکی کریمی
درباره ی ،نیکی کریمی، بازیگر و کارگردان سینما
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 توسط یک دوست
 بدون شرح 

منتظر مطالب بعدی باشید.

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مرداد 1393 توسط یک دوست
نیکی کریمی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا به موضوع غزه و فلسطین پرداخته که نقل می کنم :

 ماجرای فلسطین برای ما چیز جدیدی نیست و از زمانی که چشممان را باز کرده‌ایم درباره این کشتار بی‌رحمانه شنیده‌ایم. ما که سیاسی نیستیم و از جزئیات این موضوع سر در نمی آوریم. اما آن چیزی که به عنوان یک شهروند عادی متوجه هستم، عکس‌هایی است که از کشتار بی‌رحمانه به خصوص بچه‌ها در غزه می‌بینم که به نظر من یک فاجعه جهانی است.

نیکی کریمی با اشاره به مطالعه‌ای که اخیرا درباره حقوق بشر داشته است، گفت: مهمترین چیز، حق جان و مسکن است که حقوق طبیعی یک انسان محسوب می‌شود اما باید دید کسانی که به‌دنبال حقوق بشر هستند، الان چرا نیستند؟ و چرا کاری نمی‌کنند؟ شهروندان عادی در غزه کشته می‌شوند اما اتفاقی نمی‌افتد.

سال‌های دور در زمان هیتلر جنایتی شد و دیدیم بعدا همه آن‌ها محاکمه و کشته شدند و هنوز درباره آن کشتار صحبت می‌شود، اما الان در سال 2014 با این همه رسانه عمومی و بازتابی که می‌شود، شاهد چنین کشتار وحشیانه‌ای هستیم و اتفاقی هم نمی‌افتد که تاسف‌آور است.

منتظر مطالب بعدی باشید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مرداد 1393 توسط یک دوست
به نقل از سایت دومین جشنواره فیلم و عکس همراه تهران ،نیکی کریمی به بخش نگاه هنرمند این جشنواره پیوسته و در یک مصاحبه ی کوتاه نظرات خود را درباره ی این جشنواره این طور بیان کرده که نقل می کنم :

من فکر می کنم که زمان زیادی از زمان شروع  به کار جشنواره نمی گذرد و به هر حال به نظرم اشخاصی مثل من که در زمینه فیلمسازی فعال هستیم دلمان می خواهد به کسانی که تازه شروع به کار می کنند و ایده های نو دارند کمک کنیم و دوم این که نوعی بازیگوشی در کل ماجرا وجود دارد که برایم جالب است.

نیکی کریمی در ادامه درباره ی ایده ی کارگردانی فیلمش با تلفن همراه گفت:

هنوز به ایده فکر می کنم و هنوز تصمیم نگرفته ام به سراغ کدام سوژه بروم .

جشنواره فیلم و عکس همراه تهران با موضوع عکس و فیلم های موبایلی در شهریور امسال برگزار خواهد شد .

+لینک سایت دومین جشنواره فیلم و عکس همراه تهران

منتظر مطالب بعدی باشید.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام تیر 1393 توسط یک دوست
یادداشت نیکی کریمی درباره ی جنگ غزه که در روزنامه اعتماد مورخ بیست و نهم تیر ماه نود و سه منتشر شده را نقل می کنم:

تاریخ را مرور می کنم و می بینم که نقطه های سیاه تاریخ انسان مربوط به شکست های بزرگ و جنگ های بزرگ و بلایای بزرگ  طبیعی نیست بلکه مقاطعی است که نسل کشی بدون منطق صورت گرفته است ،متاسفانه امروز در فلسطین و غزه شاهد چنین شرایطی هستیم.

تاریخ شاید نام کودکان کشته شده این روزها را فراموش کند ،اما قطعا نام کشورها و ملت هایی را که در برابر این نوع رویدادها ی فجیع سکوت پیشه کنند نه تنها از یادها نخواهد رفت بلکه به عنوان نقطه سیاه در خاطر همه خواهد ماند.

معمولا با شنیدن لغت انسانیت و اخلاق در جامعه ،تلاش برای بهبود زندگی دیگران در ذهن تداعی می شود اما امروز در هزاره سوم میلادی به شکلی در معرض سقوط اخلاقی قرار گرفته ایم که انتظار ساده مان نگرفتن حق زندگی از زنان و کودکان شده است .

انها برای مرگ پا به این جهان پر از خشونت نگذاشته اند.

منتظر مطالب بعدی باشید.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 توسط یک دوست
خبر خداحافظی علی کریمی از دنیای فوتبال  تلخ بود ،مثل خداحافظی مهدی مهدوی کیا ،مثل خداحافظی فرهاد مجیدی و...

علی کریمی فراتر از رنگهای فوتبالی همیشه برایم محبوب و دوست داشتنی بود ...

علی کریمی انسانی هست که فراتر از مستطیل سبز یک بازی ورزشی به دنیای اطرافش می نگرد ،بازی های به یادماندنی او در تیم ملی ایران را هرگز کسی فراموش نخواهد کرد.

نامه ی تلخ وداع او از دنیای فوتبال هم درس بزرگی در خود داشت ،علی کریمی محبوب و دوست داشتنی خواهد ماند .

+لینک نامه ی خداحافظی علی کریمی در خبر انلاین 

منتظر مطالب بعدی باشید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 توسط یک دوست
نیکی کریمی در مصاحبه ای که با روزنامه اعتماد داشته به مسایل مختلفی از جمله موضوع داوری در جشنواره های سینمایی پرداخته که نقل می کنم ،این گفتگو در تاریخ هیجدهم تیرماه 1393 در روزنامه اعتماد منتشر شده است:

صندلي رياست هيات داوران با يك كليشه جنسيتي عجين شده، اينكه يك مرد روي اين صندلي نشسته است. خبر انتخاب شما به عنوان رييس هيات داوران قديمي‌ترين جشنواره هنري جهان اين تصوير را تغيير داد. اين از آن شترهايي بود كه پشت در ستاره‌هاي زن سينماي جهان هم هر روز و سر هر جشنواره نمي‌نشيند. دليل انتخاب شما چه بود و اين سمت چه تفاوتي با تجربه‌هاي قبلي شما به عنوان داور داشت؟

درست مي‌گوييد، اصولا فرصت رياست جشنواره‌ها و حتي داوري بيشتر براي مردان است و در همه جاي جهان هم اين فرصت كمتر به زنان داده مي‌شود. اما اين اتفاق بعد از بيش از بیست و چهار  بار داوري در جشنواره‌هاي جهاني افتاد و به عنوان رييس هيات داوران اين جشنواره انتخاب شدم. رييس هيات داوران مسووليت بيشتري به نسبت داوران دارد. اوست كه مديريت جلسات هيات داوري را برعهده دارد تا جلسات را به‌نوعي اداره كند كه اجازه بي‌نظمي به كسي داده نشود يا اينكه اجازه داده نشود يك داور روي يك فيلم به خصوص تاكيد كند و... در واقع همين ريزه‌كاري‌هاي مديريتي است كه بايد رعايت شود تا در نهايت هيات داوران انتخاب درست و بي‌حاشيه داشته باشد.

البته به نظر نمي‌رسد مديريت داوراني كه هركدام تجربه‌ها و نگاه خود را دارند، كار راحتي باشد.

راحت نيست چون همان‌طور كه گفتيد همه كساني كه در اين جلسات شركت مي‌كنند داوران صاحب تجربه و معتبري هستند. اما تجربه داوري در اين سال‌ها كمك بزرگي برايم بود. سال‌ها در مهم‌ترين جشنواره‌هاي سينمايي جهان مثل كن، لوكارنو، برلين و... در اين سوي ميز نشسته بودم و كار رييس هيات داوران را از نزديك مي‌ديدم.فكر مي كنم به هر حال تجربه باارزش و جديدي بود كه به‌خوبي از پس آن برآمدم.


‌ از ميان سينماگران زن ايراني، شما بيشترين حضور بين‌المللي را در جشنواره‌هاي جهاني داشته‌ايد. اين تجربه چه تاثيري روي حرفه شخصي شما يا اساسا خروجي براي سينماي ايران داشته است؟

نخستين دفعاتي كه براي داوري دعوت شدم به‌واسطه بازيگري و جوايزي بود كه در اين حوزه گرفته بودم. اما فارغ از تجربه‌هاي شخصي كه هركسي در حوزه حرفه‌ اي خود كسب مي‌كند، حضور در رقابت‌ها يا جلسات تاثيرگذار بين‌المللي خواه در عرصه هنر باشد، خواه سياست در نهايت به اعتبار و به نام كشورش است. اين كه من امروز رييس هيات داوران يك جشنواره مهم بين‌المللي باشم يا داور جشنواره‌ اي ديگر، پيرو تاثيري است كه سينماي ما در جهان گذاشته است. در واقع بايد بگويم كه سينماي كشورهاست كه روي اين جشنواره‌ها و حضور هنرمندانش در آن تاثير مي‌گذارد. دليل اينكه ما براي داوري دعوت مي‌شويم صرفا تجربه و كوله‌باري كه اندوخته‌ايم، نيست. براي توضيح اينكه اين رفت و آمدها و تجربه‌هاي جهاني چه تاثيري در كار ما يا سينماي كشورمان داشته و دارد، نظر كارشناسان سينما قابل اتكاتر از نظر من باشد. به هر حال هر تجربه‌اي تاثير خود را بر كار يك بازيگر يا كارگردان مي‌گذارد ولي اين تاثير چه بوده و چقدر مثبت يا منفي بوده چيزي است كه بيشتر از خود ما مردمي كه مخاطبان هستند، متوجه مي‌شوند.


‌داوري و رياست دست كم 25 جشنواره معتبر جهاني در نهايت چقدر مسوولان برگزاري جشنواره‌هاي داخلي را به سمت انتخاب شما به عنوان داور سوق داد؟

راستش را بخواهيد به نظرم نمي‌رسد اشتياق خاصي در آنها ايجاد كرده باشد. اين تجربه چندساله مختص همين يكي دو سال اخير نيست. سال‌هاست به اين جشنواره‌ها دعوت مي‌شوم و شايد تا چهار سال پيش حتي خبر اين داوري‌ها هم در جايي منتشر نمي‌شد. حداكثر خبر كوچكي در نشريات تخصصي سينما مي‌آمد و تمام مي‌شد. بعد از فراگيري اينترنت اين اخبار نه‌فقط درباره من كه درباره همه كساني كه در سينما فعال هستند به‌سرعت پخش شد و مخاطب را درگير كرد. تا پيش از اين در جشنواره‌هاي مهمي شركت مي‌كردم و با آدم‌هاي بسيار حرفه اي همكاري مي‌كردم. حتي خبري از آن هم منعكس نمي‌شد. اگرچه در سطوح مديريتي كساني بودند كه اين اخبار را پيگيري مي‌كردند، مثلا آقاي امير اسفندياري، رييس بخش فرهنگي فارابي گاهي با من تماس مي‌گرفتند و اطلاعاتي درباره آن جشنواره‌ها مي‌دادند كه برايم جالب بود. اما به‌طور كلي اين تجربه در حد يك تجربه شخصي و نه عمومي باقي مي‌ماند. امسال براي نخستين‌بار احساس كردم كه خبر حضور ما در اين جشنواره‌ها اهميت پيدا كرده. مثلا انجمن بازيگران طي نامه‌اي رياست هيات داوران را تبريك گفته بود. اين برايم بسيار ارزش داشت و فكر مي‌كنم مي‌توانيم اميدوار باشيم كه مسوولان سينمايي بخواهند از اين تجربه‌هاي اندوخته استفاده كنند.

 



قضاوت در كل موضوع پرچالشي است. نه فقط در يك جلسه داوري فيلم كه حتي در زندگي روزمره هم همين طور است. هم مساله‌يي است كه از آن فرار مي‌كنيم، هم به‌شدت برايمان جذاب است. مثال زنده‌اش پرطرفدارترين برنامه تلويزيوني، « نود» است كه براي نقد داوري اجرا مي‌شود. موضوع داوري چقدر براي شما بار اخلاقي و مسووليت اخلاقي دارد؟

قضاوت و داوري هم برايمان جذاب است، هم ترسناك. درست است وقتي پاي يك جشنواره يا مسابقه در ميان است، بحث داوري هم وجود دارد. بحث رقابت است و وقتي پاي هنر هم به‌ميان مي‌آيد گريزي از سليقه داوران وجود ندارد. هر داوري يك نگاه شخصي براي خودش دارد. يكي سينماي هاليوود را مي‌پسندد و به سينماي هنري علاقه‌اي ندارد، ديگري سينما را از دريچه هنر مي‌بيند به سينماي تجاري اهميت نمي‌دهد. در هر تركيبي از هيات داوران همين تفاوت نگاه وجود دارد. براي همين هم در بيانيه بيشتر جشنواره‌ها تاكيد مي‌شود كه اگر فيلمي كانديد يا برنده نشده به معناي اين نيست كه آن فيلم بد بوده، بلكه در نهايت سليقه داوران هم در تصميم نهايي موثر بوده است. مثلا در بيانيه همين جشنواره ادينبرو اعلام كرديم كه تاثيرگذار بودن يك فيلم هم در اين انتخاب يكي از معيارهاي داوري ما بوده است.


قبل از اينكه خبر حضورتان در اين جشنواره را بشنويم، اخبار مربوط به آخرين كتاب‌تان را خوانديم كه هنوز منتظر مجوز آن بوديد. خبر جديدي از «عشق زمان غم» داريد؟

خوشبختانه اين هفته مجوز اين كتاب بعد از چند سال بلاتكليفي در وزارت ارشاد صادر شد و به‌زودي منتشر مي‌شود. اين يكي از كتاب‌هاي حنيف قريشي است كه ترجمه كردم و در تمام اين سال‌ها منتظر انتشار آن بودم.


هميشه درباره كتاب با لحن شادي صحبت مي‌كنيد و خيلي شبيه لحن‌تان موقع صحبت كردن درباره سينما نيست.

براي اين است كه از سرمايه و عشق اصلي‌ام حرف مي‌زنم. كتاب همه ‌چيزي است كه دارم و برايم مهم است. تسلطم به انگليسي و فرانسه از همين عشق مي‌آيد كه از كودكي جز فارسي كتاب‌هايي به اين دو زبان مي‌خواندم و شعرها يا داستان‌هاي كوتاهي را كه مي‌خواندم براي خودم ترجمه مي‌كردم. اين نخستين لذت هنري‌اي بود كه كشف كردم. براي همين امسال هايكوهاي ديگري را ترجمه خواهم كرد. كتاب خواندن و ترجمه كردن واقعا لذتبخش‌ترين كاري است كه هر روز انجام مي‌دهم.

‌ درباره فيلم خودتان كمي توضيح دهيد، اخبار كمي درباره آن منتشر شده و هنوز نمي‌دانيم نيكي كريمي كارگردان براي آخرين فيلمش چه برنامه‌ ای دارد؟

هنوز هم ترجيح مي‌دهم در موردش صحبت نكنم. بعد از سفري كه پيش رو دارم اين كار را كليد مي‌زنم كه احتمالا مهر‌ماه امسال اين اتفاق خواهد افتاد. يك فيلم اجتماعي كه فكر مي‌كنم تجربه متفاوتي باشد.

شما يك مجموعه فوتبالي را كارگرداني كرديد و از طرفداران پروپا قرص فوتباليد. بهترين بازي جام‌جهاني كه تا امروز ديديد كدام بود؟

همه بازي‌ها را در حاشيه همين جشنواره مي‌ديديم و بهترين بازي كه ديدم بي‌اغراق بازي ايران مقابل آرژانتين بود. بچه‌هاي ما عالي بودند و اين چيزي بود كه حتي داوران خارجي را كه با هم فوتبال را مي‌ديديم هم شگفت‌زده كرد و به آن اعتراف كردند. بچه‌ها زيباترين بازي جام را رقم زدند و به نظر من آنقدر كه خوب بازي كردند مورد لطف هموطنانشان قرار نگرفتند. حق بچه‌ها بيش از اين بود و از بي‌مهري كه به آنها شد، متاثر شدم.

و برنده فينال؟

به نظرم ، آلمان.

منتظر مطالب بعدی باشید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 توسط یک دوست
فیلم سینمایی زندگی جای دیگری است به کارگردانی منوچهر هادی را دیدم ،روایت بهیاری که به مرگ نزدیک می شود و توی فرصت کوتاهی که دارد باید نگاهش را به دنیای اطرافش تغییر دهد ،بهیاری که بیشتر رفتار و نوع کارش در بیمارستان به پزشکان نزدیک است و نمی دانم چرا توی لحظه هایی مرا یاد فیلم محبوب ریش قرمز اثر کوروساوا با بازی هنرمندانه ی توشیرو میفونه انداخت .

شهرزاد (نیکی کریمی ) همسر سابق داوود (حامد بهداد )،نقش زن جوانی که یکتا ناصر بازی می کند و علی همسر جدید شهرزاد که پارسا پیروزفر نقش ان را ایفا کرده به نوعی شخصیت هایی هستند که منوچهر هادی تلاش کرده به کمک انها قصه اش را تعریف کند ،به نظرم فیلم در تعریف قصه ای که داشته موفق بوده ولی سوالات بی جوابی را در اصل اثر باقی می گذارد که خلاف روند و کلیت جهان بینی فیلم است.

انسانی به مرگ نزدیک می شود که به هر دلیلی به خاطر عدم درک و متفاوت بودن نوع نگاهها از همسرش جدا شده و حالا در موقعیتی قرار گرفته که هم باید به فکر اینده ی فرزندانش باشد ،هم به خاطر مشکلی که برای همسر جدید شهرزاد به وجود امده راه حلی پیدا کند ،جواب مساله ای که پیچیدگی ان را نمی توان با روشی که داوود (حامد بهداد )در انتهای فیلم انتخاب می کند به سادگی قبول کرد.

نسخه ای که منوچهر هادی در فیلم زندگی جای دیگری است برای مخاطبانش پیچیده شاید به لحاظ دراماتیک تکان دهنده و جالب باشد ولی هرگز نمی تواند نمره قبولی از معیارهای واقعی زندگی بگیرد ،این که یک نفر تاریخ مرگش را بداند هرگز توجیه خوبی نیست برای گردن گرفتن گناه نکرده و مسیری که در پایان حامد بهداد می رود با این که هیچ کسی از مجازات یک انسان بی گناه خشنود نمی شود ولی طرح این قصه در قصه ی اصلی و استفاده از ان برای پایان بندی ،قابل پذیرش نیست.

سوال اینجاست که ایا بن بست علوم پزشکی برای بعضی بیماری های سخت به معنای بن بست مسایل و مشکلات اجتماعی و حقوقی  جامعه ی امروز است ؟فقط با قبول این فرض به سادگی می توان  راه حل های این چنینی را پیشنهاد داد.

با این که فیلمساز از غافلگیر کردن مخاطب در تصمیم نهایی حامد بهداد حسابی لذت برده ولی کاش برای لحظه ای به این موضوع فکر می کرد که با این کار هرگز نمی توان فداکاری پدرانه یا محبت احتمالی به مادر فرزندانش را احساس کرد ، که هدف هرگز وسیله را توجیه نمی کند .

شخصیت پردازی داوود (حامد بهداد ) طوری هست که چرخش های ناگهانی شخصیتی او در فیلم با زمان بندی های مورد نظر همخوانی چندان منطقی ندارد .

زندگی جای دیگری است به کارگردانی منوچهر هادی در تاثیرگذاری حسی و خلق سکانس های به یادماندنی موفق عمل کرده ولی  با بی رحمی خط بطلانی روی همه ی باورهای امید بخش می کشد، خطی که به جای خوبی ختم نمی شود و فقط نمایش  نادیده گرفتن امید و انتخاب بیراهه به جای راه است .

 منتظر مطالب بعدی باشید

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط یک دوست
اگر تنهاترین تنها شوم  باز خدا هست  او جانشین همه نداشتن هاست ...دکترعلی شریعتی

ربنای استاد  شجریان جدای از هر حرف و حدیثی بخش ماندگاری در قلب های اسمانی است .

لینک دانلود ربنای شجریان از سایت موسیقی ایرانیان.

منتظر مطالب بعدی باشید.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393 توسط یک دوست
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین 

                                      همه غمم بود از همین ،که خدا نکرده خطا کنی ...

                                                                                   هاتف اصفهانی

تصویر نت ها برای سه تار :

منتظر مطالب بعدی باشید

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط یک دوست
((شب های شیرین بهاری        با عطر شکوفه های گیلاس  به پایان رسید. باشو .نورماه بر درختان کاج ترجمه ی نیکی کریمی))

منتظر مطالب بعدی باشید.

صفحه اول آرشيو مطالب پست الكترونيك قالب وبلاگ

استفاده از مطالب وبلاگ درباره ی نیکی کریمی با ذکر منبع مجاز است